دل بیقرارم امشب،تا بی نهایت گرفته استتمام دلتنگی ام را گریستمتصویر نگاهت، جان شد،احساس شد و بارید.شراره ی یادت، شعله شد،شمع سرد امیدم، گرم شد،اشک ریخت، سوخت و تابید.درونم پر از هیاهوستآرامشی میطلبم از
برچسب:
نویسنده: سام عباسیان
تاريخ: چهارشنبه
23 مرداد
1398 ساعت: 13:06